آخرین اخبار آذربایجان و منطقه
هفته 40
اخبار این هفته و هر هفته را در بخش فارسی رادیو دانمارک نیز استماع فرمایید
عناوین اخبار
فرهاد محسنی را در زیر شکنجه کشتند
روزنامهنگاران اقلیتهای قومی در زندان های ایران بیشتر شدهاند
فعالان آذری تحت فشار و شکنجه هستند
آغاز سال تحصیلی و آرزوی تحصیل به زبان مادری
تغيير عجولانه تاريخ جنوب درياي خزر به نفع فارسها! زيرآب کردن منطقه بعد ازعمليات تحريف
در انتظار تحصیل به زبان مادری
شماره هفتم نشریه توپراق منتشر شد
وزير كشور ايران جعلى بودن مدرک تحصيلى اش را پذيرفت
احزاب راستگرای افراطی اطریش اکثریت آراء را کسب کردند
سخن رانی جناب آقای دکتر نظمی افشار دراطاق پالتاک:
اطاق: ایران تریبون ملتهای تحت ستم
تاریخ: 3.10.2008 روز جمعه
ساعت 20 به وقت اروپای مرکزی
موضوع سخنرانی: هدف تعلیم وتربیت در مدارس ایران
خلاصه اخبار
شماره هفتم نشریه توپراق منتشر شد
هفتمین شماره نشریه توپراق ارگان رسمی کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان منتشر و در شهرهای غرب آذربایجان پخش گردید.
نشریه توپراق که حاوی اخبار و مقالاتی در زمینه فعالیت گروه های تروریستی کورد در غرب آذربایجان می باشد به انعکاس دیدگاه های کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان نیز پرداخته است. همچنین در این شماره از نشریه توپراق ضمن درج مصاحبه هایی از یاشار قیزیل باش، بیوک بی رسولوند و تکین ماهارلی، حوادث ورزشگاه تختی اورمیه و حضور قدرتمند جوانان تورک غرب آذربایجان در خنثی نمودن توطئه گروه های تروریستی مورد تحلیل قرار گرفته است.
با توجه به امکانات محدود و استقبال قشر های مختلف مردم و فعالین حرکت ملی از نشریه توپراق، کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از علاقمندانی که نشریه به دست آنها نرسیده پوزش می طلبد. کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان از همه هواداران می خواهد که با تکثیر و پخش دوباره نشریه توپراق در جبهه ملی مبارزه با غده سرطانی تروریسم در غرب آذربایجان شرکت نموده
و کمیته مردمی دفاع از غرب آذربایجان را در این امر مهم یاری رسانند.
تغيير عجولانه تاريخ جنوب درياي خزر به نفع فارسها! زيرآب کردن منطقه بعد ازعمليات تحريف
منطقه درياي خزر يکي از مناطقي است که داراي موقعيت کليدي در جغرافي کنوني ايران و نيز در آشکار ساختن حضور باستاني تورکها در منطقه است. با اينحال٫ اخيرا به عنوان کارهاي باستانشناسي و تازه يابي و پژوهش در منطقه! به ادعاهايي غير علمي و کاملا سطحي برخورد ميکنيم که پرده از رازي مهم برميدارند.
خبر زير نيز ميتواند نمونه مشخصي از تحريف تاريخ به نفع قوم بخصوصي ارائه شود. فارسهاي شوونيست هميشه تلاش کرده اند تا تورکها را اقوامي مهاجر٫ مهاجم و بدون تمدن معرفي کنند و مناطق مسکوني تورکها را نيز ارث پدري فارسها بشناسانند! مازندارن و گيلان نيز از جمله مناطق مورد نظر فارسها ميباشند!
با اينکه در تورک بودن مناطق موصوف شکي نيست٫ ولي تاريخ سازان فاشيست فارس همواره از امکانات نامحدود خود در جهت تغيير تاريخ اين مناطق فعاليت کرده اند. پيدا شدن يک سگک کمربند با نقش شتر دو کوهانه نيز پيراهن عثماني شده است در دستان اين شوونيستها تا آنرا بر عليه صاحبان منطقه علم کنند.
شتر دو کوهانه در دشت گرگان يافت ميشود و در شمال خراسان و در ترکنستان و کلا در بخشهاي شرقي آسيا نيز زندگي ميکند. با نگاهي دقيقتر به اين اصل ميتوان خلاصه کرد که اين شتر در مناطقي که تورکها در آن سکونت داشته و دارند ديده ميشود. حال٫ چگونه ميشود که با پيدا شدن يک سگک داراي نقش اينگونه شتر٫ بحث مهاجران مطرح گردد؟
فعالين و دانشمندان آذربايجان بايد همواره به اين موضوعات دقت کافي داشته باشند تا بار ديگر براي اصلاح تاريخ تحريف شده٫ مجبور به صرف هزينه نباشيم. امروزه ديگر نميتوان بهانه تحريف در زمان گذشته را آورد٫ چون تحريف در روز روشن و در زمان حاضر در حال انجام است.
لازم به ذگر است که مناطق باستاني موصوف طي سلسله عمليات بودار سد سازي به زير آب خواهد رفت و آثار اثبات کننده صاحبان اصلي آنها تعامدا غرق خواهند شد. البته٫ اين مناطق اولين و آخرين مناطق در ليست “مناطقي که بايد نابود شوند” نميباشند.
سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی
آغاز سال تحصیلی و آرزوی تحصیل به زبان مادری
بخشی از کودکان ایرانی که در خانه به زبانهای غیرفارسی صحبت میکنند، سال تحصیلی امسال را نیز با آرزوی برآورده نشده آموزش به زبان مادری خود آغاز کردند. این در حالی است که اصل ۱۵ قانون اساسی ناظر بر مجاز بودن این امر است.
عدم تدريس زبان اقلیتهای قومی در مدارس ایران، آشنايی کودکان را با شکل نوشتاری و ادبی زبان مادری خود دشوار کرده است. فرهنگ و زبان اقلیتهای قومی کشور در زیر مجموعه "خرده فرهنگ"، "زبان های محلی، بومی" و "گویش" تعریف می شوند.
بنظر دکتر صدیقه عدالتی محقق وجامعه شناس ایرانی مقیم آلمان، این تعریف نادرست و غیرعلمی است. وی اشاره می کند که دولت در قبال این فرهنگ ها و زبان ها تابهحال سیاست عادلانهای را اتخاذ نکرده است. بنظر دکتر امیلیا نرسسیانس محقق و مدیر گروه انسانشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، عدم تدریس به زبان مادری سبب شده است که افت تحصیلی در مدارس محل زندگی اقلیتهای قومی ایران افزایش یابد. بخش فارسی دویچه وله، به مناسبت آغاز سال تحصیلی در ایران و مشکلات کودکانی که در ایران آرزوی تحصیل به زبان مادری خود را دارند، با صدیقه عدالتی و دکتر املیا نرسسیانس گفتوگو کرده است.
مشکلات کودکان برای آموختن زبان مادری
در اول ماه مهر، آغاز سال نو تحصیلی در ایران بار دیگر نظر دولت، جامعه و مردم به موضوعاتی چون، "افت تحصیلی در مناطق سکونت اقلیتهای قومی"، "عدم تدریس زبان مادری"، "فشارهای روحی و روانی کودکان" و بالاخره "اجرا نشدن اصل 15 قانون اساسی" که تحصیل به زبان مادری را درمدارس کشور قانونیت بخشیده، جلب می شود.
افت تحصیلی در مناطق ملی و قومی کشور
کارشناسان وزرات علوم و آموزش و پرورش تایید می کنند که افت تحصیلی و درصد بی سوادی در مناطق زندگی اقلیتهای قومی، بیشتراز نقاطی است که کودکان به زبان فارسی صحبت می کنند. امیلیا نرسسیانس کارشناس امور کودکان دو زبانه معتقد است که ایران کشوری است چند فرهنگی و چند زبانی، ولی تکثر فرهنگ ها و زبان ها به دلیل تحمیل تکزبانی، مشکلات عدیده ای را در راه تعلیم و تربیت کودکان غیر فارس زبان بوجود آورده است. این کودکان که در محیط خانواده به زبان های مادری خود سخن گفته اند در مدارس مجبورند به زبان دیگری تعلیم و تربیت ببینند. دکتر نرسسیانس اضافه می کند: بهویژه دانش آموزان ابتدائی که نخستین بار به سر کلاسها آمده اند، دچار "شوک زبانی" می شوند. بهطوریکه آموزش و پروش برای مناطق زندگی اقلیتهای قومی کشور کارشناسانی را تربیت کرده است که بتوانند "شوک زدائی" کنند.
تدابیر دولت برای مقابله با افت تحصیلی
امیلیا نرسسیانس در خصوص تدابیر دولت برای مقابله با افت تحصیلی در مناطق قومی کشور چنین توضیح می دهد: « تحقیقاتی که از سوی دانشگاه، وزارتعلوم و وزارت آموزش و پرورش انجام شده، نشان میدهد که در اکثر استان های دوزبانه، افت تحصیلی وجود دارد. پس دولت نسبت به این مسئله بی تفاوت نیست. ولی چه کارهائی را انجام دادند؟ یکی از کارها این است که بچه های دو زبانه زودتر وارد مدرسه می شوند. مثلا آنها سه ماه قبل وارد مدرسه می شوند و طی این سه ماه با محیط زبان فارسی آشنائی پیدا میکنند. راه دیگر هم که در حال حاضر من هم در برنامه ریزی آن شرکت می کنم، برنامه ریزی تربیت استادان و معلمانی است که بتوانند در محیط های دو زبانه کار کنند. این یک دوره فوق لیسانس کارشناسی ارشد است که آموزش و پرورش متولی آن است. یعنی استاد باید به مشکلات دانش آموزان دو زبانه آگاه باشد. یک رابطه دوجانبه باید ایجاد بشود یعنی خودش هم با زبان دیگری آشنا گردد تا بتواند سرویس بهتری را ارائه دهد».
خانم امیلیا نرسسیانس در ادامه به کمی بودجه آموزش و پرورش اشاره می کند که در نتیجه آن برای رشد و اعتلای زبانهای دیگر رایج در کشور سرمایهگذاری نمیشود.
مشکلات روحی و روانی کودکان
یکی از دلایل افت تحصیلی در مدارس مناطق زندگی اقلیتهای قومی کشور را، کارشناسان مشکلات روحی و روانی دانش آموزان دانستهاند. در این زمینه صدیقه عدالتی جامعه شناس توضیح می دهد که در استانهائی که تعلیم و تربیت به زبان مادری شان نیست، افت تحصیلی، درصد بی سوادی و تعداد مردودین بالاست: « مسئله مهمی که دولت، آمورزش و پرورش و کارشناسان تعلیم و تربیت به آن توجه نمیکنند، این است که کودکان از لحاظ روحی و روانی تحت تاثیر قرار میگیرند و در مرحله نخست اعتماد به نفس خود را ازدست میدهند. چون وقتی به مدرسه میروند و میبینند که تحصیل به زبانی است که با آن آشنائی ندارند، این را نقص خودشان میبینند و اعتماد به نفس خود را ازدست میدهند."
راه حل: تغییر سیاست نظام در قبال تکثر زبانی
برخی از زبانشاسان و جامعهشناسان قومی به دولت اعتراض می کنند که تابهحال در دانشگاههای کشور بخش زبان های قومی و ملی را دائر نکرده است. این صاحبنظران، دولت ایران را متهم میکنند که سیاست نابودی زبان و فرهنگ قومی آنها را دنبال کرده است. آنها سالهاست با جمع آوری طومار و برگزاری مراسم مختلف میکوشند، نظرجامعه و دولتمردان را به تدریس زبان مادری در حوزههای زندگی اقلیتهای قومی کشور جلب کنند. این گروه، همچنین بر این باور هستند که سیاست دولت برای کاستن مشکلات کودکانی که به زبان های دیگری مثل کردی، بلوچی، ترکمنی و ترکی آذری و غیره صحبت می کنند، چاره ساز نبوده است. صدیقه عدالتی جامعهشناس ایرانی با تائید این نگرش پیشنهاد می کند که بایستی سیاست کلی نظام نسبت به فرهنگ ها و زبان های مختلف رایج در کشور تغییر یابد:
« نخستین اقدامی که دولت باید بکند اجرای ماده 15 قانون اساسی است. نه تنها دولت خودش بطور سیستماتیک و رسمی اقدامی در این خصوص نمی کند، اگر از طرف خود مردم و از اندیشمندان "غیرفارس" هم اقدام شده، سعی کرده است اینها را از بین ببرد. این نشان می دهد که دولت مسئله زبان را یک مسئله سیاسی و امنیتی می بیند و تا زمانیکه این بینش را دارد، ماده 15 قانون اساسی هیچوقت اجرا نخواهد شد».
کمی بودجه برای زبانهای مادری
اما بسیاری از کارشناسان معتقدند که بویژه در سالهای اخیر نظر دولت و مردم نسبت به زبانها و فرهنگ های قومی و ملی تغییر یافته است. امیلیا نرسیانس محقق دانشگاه تهران ضمن تایید این مسئله، به کمی بودجه آموزش و پرورش اشاره می کند:
« من فکر می کنم که آمورزش و پرورش ما بهخاطر بودجه کمی که دارد، مجبور میشود روی زبان فارسی سرمایهگذاری کند. ولی برای زبانهای دیگر نیز تمهیداتی اندیشیده شده است. مثلا برای زبان ارمنی در سطح دانشگاه رشته زبان و ادبیات ارمنی وجود دارد. در مورد کردها هم که ما شنیدیم تشکیل شده. به عبارت دیگر، ممکن است این برنامهها جهانشمول نباشد، اما به هر حال خوشبختانه در این سالها گوشهچشمی به مسئله "دو زبانه ها" انداخته می شود و آموزش و پرورش و وزارت علوم هم سعی می کنند که در این زمینه ایفای نقش کنند. ولی در مورد زبان ترکمن ها، بلوچ ها یا اقلیت های زبانی، فرهنگی و قومی دیگر، هنوز اقدامی نشده است».
دکتر صدیقه عدالتی جامعه شناس نظر دیگری دارد. وی به تبعیض نهادهای دولتی اشاره میکند و مثل می آورد که وزارت آموزش و پرورش ایران، برای کشور تاجیکستان که فارسی زبان است صدها هزار جلد کتاب درسی رایگان منتشر کرده، ولی تابهحال کمترین هزینه را برای رشد و اعتلای زبان اقلیتهای قومی کشور صرف نکرده است: « کمی بودجه بهانه است. چون هروقت صحبت از ترویج زبان فارسی در داخل و خارج از کشور بوده، دولت بودجه کاملی تامین کرده است. دولت باید همان رفتاری را که با زبان فارسی در پیش گرفته با زبان های دیگر هم داشته باشد که این حداقل فرضیه تبعیض بین زبانها را از بین می برد."
زمینه اجرائی تحصیل به زبان مادری
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، حق تدریس به زبان مادری اقلیتهای قومی ساکن کشور به رسمیت شناخته شده است. در اصل 15 قانون اساسی کشور میخوانیم: «استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است». بنابراین، دولت ایران حق آموزش زبان مادری را به رسمیت شناخته، اما هنوز آن را به مرحله اجرا درنیاورده است. حال با توجه به زمینه قانونی تحصیل به زبان مادری، چگونه این اصل باید اجرا شود؟
امیلیا نرسسیانس، محقق دانشگاه تهران به اقدامات دولت در این باره اشاره می کند: « ما یک قانون داریم که منع نمی کند. یک موضوعی هم داریم که به نوع تحقیقات و نگرش دو سازمان تعلیم و تربیتی کشورمربوط میشوذ. آنها هم نگرش مثبتی را نسبت به این موضوع شروع کرهاند. یعنی جای امیدواری هست که کشور متوجه این باشد که زبانهای متفاوت در واقع گنجینه های مهمی هستند. اگر دولت بتواند یک ادیب کرد، ترک، بلوچ ، عرب و یا هر کس زبان دیگری را تربیت کند، در واقع به گنجینه معنوی و ادبی خود اضافه کرده است. من فکر می کنم زمینه اجرائی آن شروع شده است. ما کنفرانسهایی با موضوع دوزبانگی داریم. مقالهها، رسالهها و پایاننامههائی با موضوع دو زبانگی نوشته و در مجلات زبانشناسی و تعلیم و تربیت انتشار مییابد».
دکتر امیلیا نرسسیانس در ادامه صحبت هایش به این مسئله اشاره می کند که در جامعه ایران نگرش به زبان های قومی در حال تغییر است و تحصیل به زبان مادری، برای بسیاری از کودکان ایرانی، در آینده میسر خواهد شد. ولی دکتر صدیقه عدالتی جامعه شناس نسبت به این مئسله خوشبین نیست:
« با گذشت حدود ۳۰ سال از تاسیس جمهوریاسلامیایران، هنوز هیچگونه اقدامی در اینباره انجام نگرفته است. تا زمانیکه زبان اقلیتهای قومی غیرفارس را خطری برای خودشان می بینند و تا زمانیکه مسئله را یک مسئله سیاسی و امنیتی قلمداد می کنند و فکر می کنند که یادگرفتن این زبان ها خطری است برای امنیت دولت، در این مسئله نمی توان خوشبین بود».
صحبت یه چند زبان امری بدیهی
هم صدیقه عدالتی و هم امیلیا نرسسیانس تاکید می کنند که در دنیای کنونی صحبت کردن به دو یا چند زبان، امری بدیهی است. امیلیا نرسسیانس آرزوی خود را چنین بیان میکند: « من به انسانهائی که در ارومیه بدنیا آمدهاند و بنا به شرائط جغرافیائی قادرند یک زبان دیگری نیز یاد بگیرند، غبطه می خورم و آرزو می کنم جزو آنها بودم." نرسسیانس اشاره می کند که امروزه صحبت به چند زبان جزو امتیازات و آرزوی انسانها شده است.
حال پس از سپری شدن حدود ۳ دهه از انقلاب ایران، هنوز تدریس به زبان مادری برای بسیاری از کودکان ایرانی یک آرزوی دست نیافتنی شده و این خواست بخشی از جامعه ایران، تابهحال جامه عمل نپوشیده است.
طاهر شیرمحمدی
فعالان آذری تحت فشار و شکنجه هستند
عفو بین الملل دیروز با انتشار اعلامیه ای نسبت به وضعیت ۹ تن از فعالان آذری که روز دهم سپتامبر جاری در جریان یک مراسم افطار در تهران دستگیر شدند، ابراز نگرانی کرد. عفو بین الملل می گوید این ۹ نفر که هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین بسر می برند، در معرض شکنجه و رفتار خشونت آمیز قرار دارند.
از سوی دیگر در تبریز خانواده های هشت دانشجوی دستگیر شده، که دو ماه از بازداشت آنان می گذرد، ضمن اظهار بی اطلاعی از وضعیت فرزندان خود می گویند نه تنها در طول این دو ماه نتوانسته اند با فرزندان خود ملاقاتی داشته باشند، بلکه حتی از مکان نگهداری آنان نیز بی اطلاعند.
علیرضا صرافی روزنامه نگار و فعال فرهنگی، اکبر آزاد، حسن راشدی مدرس زبان ترکی، سعید محمدی موغانلی شاعر و روزنامه نگار، حسن رحیمی بیات، فعال حقوق بشر، حسین حیدری دانشجوی ارشد جامعهشناسی، عباس نعیمی، فعال فرهنگی و عضو NGO اورین، مهدی نعیمی، شاعر و استاد زبان ترکی در دانشگاهها وصیاد محمدیان فعال در زبان ترکی، ۹ فعالی آذری هستند که عفو بین الملل در اعلامیه روز گذشته خود نسبت به وضعیت آنان در زندان اوین ابراز نگرانی کرده است.
عفو بین الملل در اعلامیه خود می نویسد: این افراد در زندان انفرادی سرویس اطلاعات در بند ۲۰۹ زندان اوین تهران محبوس میباشند و در معرض خطر شکنجه و رفتار نامناسب قرار دارند. چنین به نظر میآید مسئولین خواستهاند تا از هرفعالیتی که احتمالا منجر به اعتراض به روز شروع مدارس (۱ مهر مصادف با ۲۳ سپتامبر) شود جلوگیری کنند. عفو بینالملل معتقد است که احتمالا آنها به خاطر عقیدهشان زندانی شدهاند وزندانی شدن آنها به جهت بیان خواستهی صلحآمیرشان که از حق آزاد ی و بیان خواستههای جمیعشان هست ناشی گردیده است.
در ادامه اعلامیه عفو بین الملل به نحوه دستگیری این افراد اشاره شده و آمده است: در غروب ۱۰ سپتامبر نیروهای لباس شخصی که باور میشود نیروهای اطلاعات باشند حداقل ۱۸ آذربایجانی راکه برای مراسم افطار دور هم جمع شده بودند بازداشت کردند. آنها در خانه آقای صیاد محمدیان فعال آذربایجانی که از بازداشتشدگان است دستگیر شدند بدون اینکه حکم حبسی در ضمن جلب صادر شده باشد. بازداشتشدگان از فعالان برجسته جامعه فعالان آذربایجانی ایران هستند که شامل نویسندگان، روزنامهنگاران و مدافعان حقوق بشر میباشند.
در بخش دیگری از اعلامیه عفو بین الملل آمده: خانواده این نه نفر هیچگونه اطلاعی راجع به آنها ندارند. در ۱۵ سپتامبر کارمند دادگاه تهران به وجیهه فکور همسر علیرضا صرافی (یکی از زندانیان) گفته است که ۹ نفر بازداشتی در بند ۲۰۹ اوین به صورت انفرادی زندانی میباشند و بازپرسی از آنها چند هفته به طول خواهد کشید. وجیهه فکور (صرافی) با رادیو فردا که یک شبکه خارج از ایران است درباره دستگیرشدگان گفتگویی انجام داده است. او گفته مامورین به زور وارد خانه شدند لپ تاپ، وسایل شخصی، دستنوشتههای علیرضا صرافی و تمامی کتابهای ترکی آذربایجانی خانه، سیدیها و تمامی کارتهای شناسایی خانوادگی شامل پاسپورت ا را با خود بردند. یک نفر از آنها برگهای به این مضمون همراه داشت که “برای مقابله با افراد پان تورکیست و قومگرا اجازه ورود با زور برای آنها صادر شده است و میتوانند موانع فیزیکی این کار از پیش بردارند” اما برای عفو بینالملل این مجوزها قانونی نیست.
در پایان این اعلامیه می خوانیم: در سالهای گذشته روز اول مهر (روز بازگشایی مدارس) توسط فعالان آذربایجانی تحریم میشد تا نشان دهنده تضییع حقوق کودکان آذربایجانی جهت آموزش به زبان مادری خویش باشد. چنین برداشت میشود که مسئولین امر این فعالین را جهت جلوگیری از طرح بایکوت مدارس در یک مهر بازداشت کرده باشند.
روز گذشته علاوه بر ابراز نگرانی عفو بین الملل از وضعیت این ۹ فعال هویت طلب آذری، خانواده ها و چند گروه دانشجوئی در آذربایجان نیز نسبت به سرنوشت ۸ فعال دانشجوئی که حدود دو ماه پیش دستگیر شده اند، ابراز نگرانی کردند.
بنا به گزارشات منتشر شده در این خصوص، شش دانشجوی دانشگاه تبریز، یک دانشجوی آذری دانشگاه اصفهان، و یک فعال دانشجوئی دیگر آذری، از دو ماه پیش دستگیر شده اند و در یکی از زندان های تبریز بسر می برند. با این حال خانواده های این هشت تن بارها گفته اند که هنوز نمی دانند که فرزندانشان در کدام زندان تبریز و تحت نظر کدام نهاد حکومتی قرار دارند. این خانواده های همچنین عنوان کرده اند که مسئولان امنیتی و قضائی در خصوص وضعیت فرزندان شان، مکان و حتی علت دستگیری شان هیچ اطلاعی به آنان نمی دهند.
سجاد رادمهر، آیدین خواجه ای، فراز ذهتاب، منصور امینیان، مقصود عهدی، امیر مردانی، مجید ماکوئی زاد و داریوش حاتمی، هشت فعال دانشجوی آذری هستند که تاکنون مورد حمایت بسیاری از گروه های دانشجوئی و نهادها و سازمان های حقوق بشری و مدنی قرار گرفته اند. ROOZ
در انتظار تحصیل به زبان مادری
اول مهر ماه زنگ مدارس ايران به صدا در آمد، ميليونها کودک، نوجوان و جوان براي تحصيل يا ادامه ي تحصيل روانه مدارس شدند. بسیاری از این کودکان حق تحصيل به زبان مادري خود را ندارند و به همین دلیل مجبور هستند به زبانی ديگر بنويسند، به زباني ديگر تکلم کنند و به زبانی دیگر فکر کنند.
تحقیقات علوم زبانشناسی و جامعه شناسی نشان داده است که انسان تا زمانيکه، نتواند به زبان مادري خود تکلم کند و بنويسد، توان انديشيدن به آن زبان را از دست می دهد و قادر به بيان احساسات و انديشه هاي خود نیست. اين سرنوشتي است که ميليون ها انسان در کشورمان ايران دچار آن شده اند و تاکنون در اين رابطه چاره انديشي نشده و خسارات فراوانی به دانش آموزان اقلیتهای ملی وارد شده است.
افزایش بی سوادی، افت تحصیلی و بیگانگی با فرهنگ ملی خود و از دست دادن اعتماد به نفس از جمله ثمره سیاست غلط نظام است که نسبت به زبان مادری اقوام و ملیت های ساکن کشور اتخاذ شده. حال با توجه به شرایط و زمینه های قانونی در کشور همین کودکان باید در مدارس ایران به زبان مادری خود تحصیل کنند.
در قانون اساسي کشور، ماده هاي 15 و 19 مشخصاً در خصوص"تدريس" زبان مادري تاًکيد دارد. ولي با کمال تاًسف، جمهوري اسلامي ايران اين قوانين را زير پا گذاشته و عليرغم گذشت سه دهه هنوز آن را اجرا نکرده است و هیچ برنامه ای نیز در اجرای مصوبه های قانون اساسی از خود نشان نمیدهد.
"سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمنصحرا" با تبريک اول مهر روز گشايش مدارس، از رهبران و مقامات ذیصلاح کشور درخواست می کند که به اصول قانون اساسي کشور که خود آن را تائيد و تصويب کرده اند، احترام بگذارند و بي درنگ در اجراي ماده هاي 15 و 19 قانون اساسي، تصميمات لازم را اتخاذ کنند.
سازمان دفاع از حقوق بشر در ترکمنصحرا
سه شنبه دوم مهر 1387، برابر با 23 سپتامبر 2008
روزنامهنگاران اقلیتهای قومی در زندان های ایران بیشتر شدهاند
گزارشگران بدون مرز نگرانی خود را از تشدید تنش میان مقامات مسئول جمهوری اسلامی و روزنامهنگاران اقلیت قومی آذربایجانی اعلام میکند. چهار تن از این روزنامهنگاران بدون هیج اتهام روشنی از ده روز پیش در بازداشت بسر میبرند. در تاریخ ٢۹ شهریور یک روزنامه نگار و وبلاگ نویس آذری برای انتشار مقالات انتقادی به شش ماه زندان محکوم شده است.
گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام ميکند : "این چهار روزنامهنگار آذربایجانی به لیست رزونامهنگاران زندانی متعلق به دیگر اقلیتهای قومی- ملی در زندانهای ایران اضافه شدند. تنها جرم آنها اعتراض به نابرابریهای اجتماعی و فرهنگی است. آماری نگران کننده و روشنگر از میان یازده روزنامهنگار زندانی ده تن از آنها متعلق به اقلیت کرد، آذری و عرب هستند. "
٢٧ شهریور اعلام شد که مقامات قضایی بازداشت این روزنامهنگاران را بدون روشن کردن اتهامات و اجازه ملاقات با وکلای خود تمدید کردهاند. همچنین ماموران وزرات اطلاعات در تاریخ ۲۸ و ٣۱ شهریور منازل دو تن از دستگیر شدگان علیرضا صرافی و حسن راشدی را بازرسی کردند و دستنوشتههای شخصی و سی دی ها و دیسک کامپیوترهای آنها را با خود بردند.
علیرضا صرافی مدیر مسوول ماهنامه توقیف شده دیلماج، سعید محمدی سردبیر مجله ادبی یاشماق، حسن راشدی و اکبر آزاد همکاران مجلات یارپاق و وارلیق در تاریخ چهارشنبه ٢٠ شهریور ماه در پی حمله ماموران وزارت اطلاعات به منزل یکی از فعالان جامعه مدنی در تهران به همراه بیست نفر دیگر دستگیر شدند.
خانواده و وکلای بازداشتشدگان هنوز از علت دستگیری و محل نگاهداری آنها بیخبرند. اما احتمال می دهند که در بند امنیتی ٢٠٩ زندان اوین که تحت کنترل وزارت اطلاعات است زندانی شدهاند.
از سوی دیگر شنهاز غلامی روزنامهنگار و مدیر سایت آذر زن از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به شش ماه زندان برای "تبلیغ علیه نظام" محکوم شده است. وکیل مدافع وی محمد علی دادخواه اعلام کرده است نوشتههای موکلش مصداق تبلیغ علیه نظام نیست و به حکم صادره اعتراض خواهد کرد. این روزنامه نگار که عضو انجمن روزنامهنگاران است در سال گذشته نیز به مدت یک ماه برای نوشتن مقالاتی در اعتراض به سرکوب خشونتبار تظاهرات اعتراضی در شهرهای مختلف استان آذربایجان در زندان بسر برد. وی همچنین برای فعالیت های سیاسی در اواخر دهه شصت به مدت ٥ سال زندانی بود. هم اکنون با سپردن وثیقه آزاد است.
جلوگیری از ثبت نام
به سه تن از دانشجویان دانشگاه زنجان اجازه ی ثبت نام داده نشد
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران: به سورنا هاشمی، بهرام واحدی و علیرضا فیروزی دانشجویان دانشگاه زنجان اجازه انتخاب واحد داده نشد. پیش از این نیز سورنا هاشمی و بهرام واحدی مدتی را در بازداشت به سر بردند و علیرضا فیروزی نیز به دادگاه زنجان احضار شده بود.
به سورنا هاشمی و بهرام واحدی در مدت زمان بازداشت نیز نامه ی کمیته ی انضباطی برای پاسخگویی در رابطه با ورود به دفتر معاون خاطی دانشگاه، دکتر حسن مددی ارائه شده بود و خواسته شده بود ظرف مدت سه روز دفاعیه خود را کتبی به کمیته انضباطی دانشگاه ارائه دهند. اما هیچ نامه یا درخواستی مبنی بر حضور و یا حکم آموزشی یا انضباطی به این افراد ابلاغ نشده است.
این در حالی است که در توافق نامه پایانی تحصن خرداد ماه سال جاری دانشگاه زنجان، ریاست دانشگاه و نماینده شهر زنجان در مجلس شورای اسلامی متعهد شده بودند هیچ برخورد آموزشی و انضباطی با دانشجویان مرتبط با تحصن صورت نگیرد.
متن نامه کمیته انضباطی که به سورنا هاشمی و بهرام واحدی در زندان ابلاغ شده است به قرار زیر است:
براساس گزارش واصله و شکایت خانم سیمین نجار تبریزی(همسر دکتر ممدی) ازشما در خصوص اتهام ذیل لازم است ضمن توضیح مشروح کامل واقعه ۲۵/٣/٨۷ دفاعیه خود را به طور مکتوب تنظیم و ظرف مدت ٣ روز پس از دریافت نامه به دبیرخانه کمیته انضباطی بدوی دانشجویان دانشگاه زنجان ارسال یا تحویل نمایید.
موارد اتهام: یکی از عوامل اصلی طراحی، اجرا و انتشار واقعه غیر اخلاقی ۲۵/٣/٨۷ در دانشگاه
عفو بین الملل ابراز نگرانی کرد
شکنجه ی هشت دانشجوی آذربایجانی
سازمان عفو بین الملل، روز سه شنبه ۲۳ ماه سپتامبر، با انتشار اطلاعیه ای نسبت به «شکنجه» ۸ فعال دانشجویی حقوق فرهنگی آذربایجان، بازداشت شده طی ماههای اخیر ابراز نگرانی کرده و خواستار آزادی و رعایت حقوق آنان شد.
در اعلامیه سازمان عفو بین الملل گفته شده که ۸ فعال فوق، از ژوئیه ۲۰۰۸ توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده اند و هم اکنون در مکان نامعلومی، در بازداشت به سر می برند. در این مدت نه خانواده و نه وکیل، موفق به ملاقات با آنها نشده اند و تماس آنها با جهان خارج، تنها محدود به چند مکالمه تلفنی کوتاه با خانواده هایشان بوده است.افراد مذکوردر معرض شکنجه و رفتار خشونت آمیز قرار دارند.
عفو بین الملل احتمال می دهد، آنها تنها به «جرم» ابراز نظرات خود و فعالیت های صلح آمیز در بازداشت به سر می برد.
متن ترجمه شده این بیانیه به شرح زیر است:
بازداشتهای خودسرانه / نگرانی از شکنجه یا رفتار ناشایست / زندانیان احتمالی عقیده
۲۳سپتامبر۲۰۰۸
ایران - فعالان دانشجویی حقوق فرهنگی آذربایجان
-مقصود احدی
-منصور امینیان
-داریوش حاتمی - ۲۹ ساله
-آیدین خواجه ای- ۲۳ ساله
-امیر مردانی
-مجید ماکوئی-سجاد رادمهر
-فراز زهتاب - ۲۳ ساله
فعالان دانشجوی نامبرده در بالا در جریان چندین سری از دستگیری ها که از ژوئیه ۲۰۰۸ شروع شد، بازداشت شده اند. بنا به اعلام انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان- آداپ(ADAPP)، مستقر در ونکوور کانادا، اعضاء خانواده این دانشجویان از دسترسی به آنان منع شده اند، اگر چه بعضی ها تماس های نا منظم تلفنی داشته اند. هیچ یک دسترسی به وکیل قانونی مورد نظر خود نداشته و عفو بین الملل نگران اینست که آنان ممکن است زندانیان عقیده باشند که صرفا به دلیل ابراز نظرات وجدانی خود دستگیر شده اند.
فعالان دانشجو بصورت فزاینده ای در طلب حقوق فرهنگی و زبانی بیشتری از جمله حق تحصیل با استفاده از زبان ترکی آذربایجانی، که آنان معتقد هستند در قانون اساسی تامین شده و نیز حق تجلیل از فرهنگ و تاریخ آذربایجان هستند.
سجاد رادمهر، دانشجوی در شرف فارغ التحصیلی مهندسی مکانیک در دانشگاه تبریز، به همراه دوستان خود فراز زهتاب و آیدین خواجه ای، دانشجویان رشته حقوق و همگی اعضاء انجمن اسلامی دانشجویان در همین دانشگاه، در ۱۷ ژوئیه ۲۰۰۸ در مدخل دانشگاه دستگیر شدند. معلوم نیست که این سه دانشجو به کجا برده شده اند، اگر چه هر یک از آنها توانستند چند مکالمه کوتاه تلفنی با اعضاء خانواده خود داشته باشند. بدنبال دستگیری آنان، مقامات امنیتی خانه های آنان را بازرسی کرده و اشیاء شخصی آنان را با خود برده اند.
پیش از دستگیری آنها، سجاد رادمهر در اعتصاب غذائی شرکت داشت که در تاریخ ۱۱ ماه مه برای اعتراض به تعلیق موقت بعضی دانشجویان دیگر برگزار شده بود. به تلافی این عمل و در نتیجه حکم دانشگاه، از حق دانشجوئی خود برای یک ماه محروم شد، فراز زهتاب و آیدین خواجه ای در اعتراض به احکام تعلیق دانشجویان مشارکت داشتند. این سه نفر قبلا نیز پس از شرکتشان در تظاهرات ماه مه ۲۰۰۶ بمدت یک ترم از دانشگاه معلق شده بودند.
داریوش حاتمی، دوست نزدیک سجاد رادمهر، فراز زهتاب و آیدین خواجه ای، در ۱۷ ژوئیه دستگیر گردید. وی در حال گذراندن خدمت نظام وظیفه خود در ارتش بود. امیر مردانی فعال دانشجوئی در دانشگاه تبریز در ۱۳ ماه اوت بازداشت گردید. وی اجازه یافت که دو تماس تلفنی با خانواده خود داشته باشد اما اجازه هیچ دسترسی مستقیم به خانواده و یا به وکیل قانونی خود داده نشده است. این ترس وجود دارد که مشخصا وی ممکن است در معرض بد رفتاری شدیدی قرار داشته باشد بخصوص اینکه گزارش شده وی “همکاری با مامورین امنیتی” را رد کرده است.
منصور امینیان دانشجوی مهندسی مکانیک و مقصود احدی دانشجوی رشته جغرافیا است. هر دو عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز نیز میباشند. آنان در قبل از ظهر ۲۰ اوت دستگیر شدند. منصور امینیان در یکی از ادارات وزارت اطلاعات که بدانجا احضار شده بود و مقصود احدی در خانه دستگیر شدند. محل های اقامت هردو پس از دستگیری اشان بازرسی گردید. در طول بازداشت اجازه یافته اند که دو مکالمه تلفنی با خانواده خود داشته باشند. یک قاضی دوره بازداشت آنان را در مغایرت با قوانین ایران به دو ماه افزایش داده است.
در ۳۱ اوت، مجید ماکوئی دانشجوی سال آخر مهندسی کشتی سازی در دانشگاه صنعتی مالک اشتر اصفهان در خانه پدر خود در خوی واقع در استان آذربایجان غربی دستگیر شد. اشیاء شخصی وی مورد بازرسی قرار گرفت و ضبط گردید. بنا به اظهار منابع آداپ (ADAPP) وی احتمالا به بازداشتگاه وزارت اطلاعات در ارومیه برده شده بود. مجید ماکوئی به کرات برای ادای توضیحات در هر دو شهر ارومیه و خوی توسط وزارت اطلاعات در طول دو ماه اخیر احضار شده بود. وی اینک به تبریز منتقل شده است.
الهه رادمهر، دانشجوی دانشگاه ارومیه و خواهر سجاد رادمهر، بوسیله مقامات امنیتی مورد تهدید قرار گرفته است. مقامات ناشناس دانشگاه نیز به وی گفته اند که اگر وی هر گونه اطلاعی در باره دستگیری برادرش به دیگران بدهد از دانشگاه محروم خواهد شد. سایر اعضاء خانواده فعالان دانشجو نیز توسط وزارت اطلاعات تهدید شده اند. مادر سجاد رادمهر پس از اینکه وی در ۲۳ اوت برای پرس و جو در خصوص وضعیت حقوقی پسرش به دانشگاه تبریز رفت مورد تهدید قرار گرفت. مادر فراز زهتاب در یک مصاحبه به رادیو فردا گفته است "هیچ یک از انان یک پاسخ صحیح به ما نمیدهند. من از کارمندان زندان پرسیدم گفتند چیزی نمیدانند، از وزارت اطلاعات نیز پرسیدم اما به من هیچ جوابی ندادند. صدای وی را فقط یکبار شنیدم و دیگر از مکان نگهداری وی هیچ خبری ندارم."
اطلاعات پیشزمینه:
آذربایجانیها ؛ در ایران بزگترین اقلیت قومی باشند آنها عمدتا شیعه بوده و در مناطق شمال و شمالغرب ایران ساکن هستند و دست کم ۲۵ الی ۳۰ در صد از جمعیت ایران را شامل می شوند. اگر چه آنان بطور کلی در جامعه ایران بخوبی جذب شده اند، اما در سالهای اخیر بطور فزاینده ای حقوق فرهنگی و زبانی مانند حق تحصیل بزبان ترکی آذربایجانی، که معتقدند در قانون اساسی ایران آمده است، و همچنین حق تجلیل از میراث فرهنگی و تاریخی خود را مطالبه کرده اند که اغلب این مطالبات توسط مقامات ایرانی سرکوب شده است.
اقدام پیشنهادی:
لطفا درخواست های خود را سریعا به فارسی ، فرانسه ، انگلیسی و یا بزبان خودتان ارسال کنید:
- تاکید به مقامات که اطمینان دهند که هشت فعال حقوق آذربایجانیها -نامبرده در بالا، در معرض شکنجه و یا بد رفتاری قرار ندارند.
- اصرار به مقامات که فورا" و به طور منظم این هشت نفر به توانند به اعضاء خانواده خود و وکیل انتخابی خودشان و هر نوع مداوای پزشکی که لازم داشته باشند دسترسی داشته باشند.
- توجه دادن به این مساله که اگر آنان صرفا به خاطر اظهار حق خود برای آزادی بیان و تجمع دستگیر شده اند، زندانیان عقیدتی به حساب آمده ، و بایستی به فوریت و بدون قید و شرط آزاد شوند.
مراجعه به :
رییس قوه قضاییه:
آیت اله محمود هاشمی شاهرودی
حوزه ریاست قوه قضائیه / دفتر ریاست قوه قضائیه
خیابان پاستور، خیابان ولی عصر، جنوب سه راه جمهوری، تهران۱۳۱۶۸۱۴۷۳۷
جمهوری اسلامی ایران
در قسمت موضوع به نویسید : جهت اطلاع آیت اله شاهرودی
ایمیل : info@dadgostary-tehran.ir
رونوشت به:
به: مسئول دفتر مرکزی حقوق بشر در ایران
محمد جواد لاریجانی
خیابان ولیعصر سه راه جمهوری
ایمیل : int_aff@judiciary.ir
(در قسمت موضوع بنویسید: قابل توجه آقای محمد جواد لاریجانی )
و برای نمایندگی جمهوری اسلامی در کشورهای محل زندگی تان .
لطفا درخواست را سریعا بفرستید. چنانچه درخواست های خود را بعد از ۴ نوامبر ۲۰۰۸ارسال می کنید، با دبیرخانه سازمان عفو بین الملل یا شعبه عفو بین الملل در کشورتان تماس بگیرید.
لینک : http://amnesty.org/en/library/info/MDE۱٣/۱۴۲/۲۰۰٨/en
ترجمه: ساوالان سسی
خسارت آتش سوزي درمجتمع توليدي مبل و تشك اردبيل 35 ميليارد ريال اعلام شد
خسارت آتش سوزي در بزرگترين مجتمع توليدي مبل، تشك و تجهيزات خواب شمال غرب كشور در شهرك صنعتي اردبيل 35 ميليارد ريال اعلام شد.
به گزارش سازمان صنايع و معادن استان اردبيل در اين آتش سوزي كه در شهريور ماه امسال در يك واحد توليد مبل و تشك به دنبال انجام عمليات جوشكاري و افتادن جوش روي تشك ها رخ داد، علاوه بر سوختن كامل مواد، تجهيزات و الوارهاي چوبي موجود در كارگاه، انفجار شديد انبار تينر موجب تخريب بخشي از سوله كارگاه شد.
بر اساس اين گزارش، اين واحد توليدي پارسال با سه ميليارد ريال تسهيلات بانكي و 15 ميليارد سرمايه گذاري اوليه با اشتغال زايي مستقيم و غيرمستقيم 135 نفر به بهره برداري رسيد.
ك/3 594/618/587 شماره 062 ساعت 09:24 تمام
شبکه ای شدن مبارزات ملی در آذربایجان - م. قارانقوش
نفوذ ایده های ملی در لایه های پایین و بالای جامعه آذربایجان و گسترش و توسعه تفکرات ملی در میان ملت آذربایجان موجب به وجود آمدن شبکه های به هم پیوسته ای از فعالین ملی در جامعه آذربایجان شده است که این شبکه ها با همکاری هم حاکمیت را در آذربایجان با مشکلات جدی روبرو کرده است و به علت نامحسوس بودن مبارزات ملی بعد از حماسه خرداد حاکمیت خود را در برابر یک آرامش قبل از طوفان می بیند و به این خاطر افراد شناخته شده را دستگیر می کند تا از رمز و رموز مبارزات فعالان ملی در آذربایجان سر درآورد که تا بحال موفق نبوده است.
حرکت ملی آذربایجان هم از این منظر یک جنبش اجتماعی با شبکه های اجتماعی، فرهنگی گسترده و به هم پیوسته است که این شبکه ها هر روز گسترش می یابد و قدرتمند می شود و قدرت گیری این شبکه های پیوسته و مستقل موجب ایمنی حرکت ملی در مقابل سرکوب گسترده شده است و حاکمیت توان سرکوب گسترده را ندارد چرا که با یک حزب یا فرقه طرف نیست با یک جنبش عظیم مردمی روبرو است که در شبکه های قدرتمندی ارگانیزه شده است و این سازمان یابی به صورت شبکه ای رژیم را با مشکلات جدی در آذربایجان روبرو کرده است.
استقلال و به هم پیوسته بودن شبکه های موجود در حرکت ملی حسنی است برا ی حرکت ملی آذربایجان که هر شبکه ای در عین استقلال با شبکه های دیگر در ارتباط است مثلا شبکه فعالان حقوق بشر در عین استقلال با شبکه های اطلاع رسانی و صاحبان سایتهای اینترنتی در ارتباط می باشند یا شبکه های اطلاع رسانی حرکت ملی با شبکه های فرهنگی و شبکه های دانشجوئی در ارتباط هستند این استقلال و به هم پیوستگی هم موجب تسریع کار شبکه ها و همچنین ارتباط گیری آنها با دیگر شبکه ها می شوند و همچنین از نظر امنیتی هم موجب امنیت بیشتر هر کدام از شبکه ها است چرا که شبکه ها استقلال خویش را در عین حال که به صورت نامحسوس با شبکه های دیگر در ارتباط هستند حفظ می کنند و این از نظر امنیتی قابل پذیرش است.
مساله زبان میانجی (انگلیسی) در ایران کثیرالمله - آراز چرندابي
ایران کثیرالمه در حال حاظر از مشکلات کثیری رنج می برد و در نبود آزادیهای فرهنگی، زبانی و حاکم بودن استبداد سیاسی و فرهنگی هم از طرف حاکمیت و هم از طرف شبه روشنفکران طرفدار پان فارسیسم* و طرفداران هزمونی غیر قانونی زبان فارسی درد و رنجی مضاعف بر ملل غیر فارس وارد می شود که بی شک تحولات آینده ایران را فشارهای مضاعف وارده بر ملل غیر فارس رقم خواهد زد و از حالا هم حاکمیت و بسیاری از روشنفکران طرفداری هژمونی زبان فارسی بر سیستم آموزشی، ملل غیر فارس را به عنوان رقیب آینده خود و اپوزسیون قدرتمند خود می بینند و به این خاطر است که درگیری حاکمیت با طرفداران حقوق ملل غیر فارس و فعالین در مورد این مساله، در حال اوج گیری است و امروزه بیشترین زندانی سیاسی ایران از فرزندان ملل غیر فارس می باشد که برای حقوق زیانی، سیاسی و اقتصادی ملت خویش با حاکمیت مرکزگرا درگیر شده اند و در این راه هم رنج زندان را به جان خریده اند.
نگارنده در این مطلب موجز و مختصر قصد دخول به مساله مبارزان راه آزادی ملل غیر فارس ندارد و این مطلب کوتاه تلاش خواهد شد تا نشان داده شود که از حالا باید ملل غیر فارس در ایران کثیرالمله زبان میانجی در ایران آینده را تئوریزه کرده و در میان ملل غیر فارس و پیروان ادیان غیر اسلامی در ایران جا بیاندازند چرا که اگر این مساله امروزه باز نشود و فتح بابی در این مورد صورت نگیرد اگر چه در گذشته گه گاهی به صورت گذرا به این مساله پرداخته شده بازنده اصلی در این مورد در آینده ملل غیر فارس ایران کثیرالمله خواهد بود چرا که فارسها از حالا شمشیر را از رو بسته اند و نمی خواهند هزمونی غیر قانونی زبان فارسی که باالاجبار و با جبر و زور به زبان سیستم آموزشی ایران تبدیل شده و هر سال هم هزاران میلیون تومان صرف این زبان می شود از دست رود و یا به زبان دیگر واگذار کنند.
این مساله باید از طرف ملل غیر فارسها به صورت اصولی و منطقی مورد بحث قرار گیرد و یک زبان میانجی(رابط) برای ایران آینده انتخاب کنند و از حالا شروع کنند با این زبان با همدیگر مکاتبه و مراده کنند تا جا بیافتد و هژمونی زبان تحمیلی فارسی را از میان بردارند چرا که تا وقتی ما خودمان در این مورد خواستها خود را به فعل نرسانیم فارسها دوست دارند که زبان فارسی به عنوان زبان رسمی، مشترک، ملی و غیره جا بیافتد.
فعالین ملل غیر فارس نباید این فرصت بدست آمده را از دست بدهند حالا که بحث دموکراسی و حقوق بشر برای ایران آینده بحث روز شده باید این مساله هم همراه مساله دموکراسی و حقوق بشر مطرح شود و زبان میانجی هم باید به بحث گذاشته شود چرا که یکی از عوامل استبداد سیاسی ایران به خاطر استبداد زبانی بوده است و این مساله هم باید به صورت دموکراتیک و با استفاده از تجربه کشورهای دیگر چند زبانی راه حل خود را بیابد مثلا در هندوستان چندین زبان رسمی وجود دارد و زبان انگلیسی به عنوان زبان اداری و میانجی عمل می کند بد نیست در این مورد به خاطره کوتاه اشاره کنم چندی پیش دو نفر هندی را در هواپیما دیدیم و گوش کردن ببینم آنها به چه زبانی با همدیگر صحبت می کنند دیدم آنها به زبان انگیسی صحبت می کنند کنجکاو شدم و از آنها پرسیدم زبان مادری شما چیست؟ هر کدام یک زبانی که در مناطق ایالتی هندوستان رسمی است را نام بردند و گفتند که ما زبان مادری خود را در مدارس یاد می گیریم ولی زبان مادری این آقا با من فرق دارد به این خاطر ما با هم به زبان انگلیسی که زبان اداری و میانجی هندوستان است با همدیگر صحبت می کنیم.
زبان میانجی در ایران باید از بین زبانهای بین المللی انتخاب شود چرا که زبانها ملل غیر فارس و زبان فارسی در ایران اگر انتخاب شود با مشکل روبرو می شود اگرچه باید تمامی زبانها متکلم در ایران باید رسمی شوند درکنار این مساله باید یک زبان میانجی هم انتخاب شود که ملل غیر فارس هم در بین خودشان هم با فارسها با این زبان مکاتبه کنند و صحبت کنند. چرا که درغیر این صورت زبان فارسی که در طول 80 سال گذشته به عنوان زبان تحمیلی رسمی در ایران ترویج شده هژمونی خود را از دست نخواهد داد اگرچه هم زبانهای دیگر رسمی شوند چرا که حالا در ایران سیستم آموزشی با این زبان تحمیلی می باشد در یک حالت برابر با دیگر زبانها هم باز زبان فارسی جلو خواهد بود و فارسها هم که می خواهند زبان فارسی به صورت مشترک بین ملل غیر فارس گسترش یابد چرا که در این حالت ملل غیر فارس همدیگر را آسیمیله می کنند به این خاطر که وقتی یک ترک در ایران می خواهد با یک بلوچ یا عرب صحبت می کند با زبان فارسی صحبت می کند و دو طرف همدیگر را آسیمیله می کنند ولی وقتی یک زبان بین المللی به عنوان زبان میانجی انتخاب شود دیگر ما همدیگر را در زبان فارسی آسیمیله نخواهیم کرد آن وقت به وسیله زبان بین المللی وارد جهان خواهیم شد و به عنوان شهروند جهانی با همه می توانیم مراوده داشته باشیم و در جهان انتگره شدن ما راحت خواهد شد.
کدام زبان بین المللی باید میانجی باشد؟
در این مورد اگر خوب دقت شود می شود زبان میانجی برای ایران آینده را انتخاب کرد آن هم می تواند زبان انگلیسی باشد زبان انگلیسی امروزه در جهان به زبان عرف تبدیل شده است و بیشترین مقالات علمی به این زبان منتشر می شود و بیشترین مطالب در اینترنت به این زبان می باشد و قراردادها مهم به این زبان می باشد و اکثر رسانه به این زبان می باشند در کل می توان گفت که به زبان مشترک ملل جهان تبدیل شده است.
چرا زبان انگلیسی برای ایران؟
زبان انگلیسی در سیستم آموزشی ایران به عنوان یک زبان خارجی آموزش داده می شود و امروزه برای تمام مردم ایران یادگیری آن تبلیغ می شود و اکثر خانواده ها بچه های خود را از کوچکی برای یادگیر این زبان تشویق می کنند و امروزه آموزشگاههای زبان انگلیسی در ایران به مراکز پول در آوردن تبدیل شده اند و خیلی ها با این زبان به پولهای کلانی رسیده اند چرا که خانواده ها احساس می کنند که پیشرقت فرزندانشان در آینده در شغل و نحصیل وابسته به یادگیری کامپیوتر وزبان انگلیسی است و به این خاطر از کودکی در این مورد خیلی سرمایه گذاری می کنند.
کودکستانهای دو زبانه
این روزها در شهر های بزرگ و کوچک خصوصا در تبریز و تهران و خیلی از شهر های بزرگ ایران تبیلغ کودکستانها دو زبانه به مد روز تبدیل شده است و هر کس که فرزند خود را به کودکستان دو زبانه می فرستد به دیگری پز می دهد علاوه بر اینکه هزینه آنهم کمی زیاد است ولی امروزه کودکستانها و پیش دبستانها دو زبانه مد روز شده است و همه تلاش می کنند که بچه های خود را به این کودکستانها و پیش دبستانها بفرستند کودکستانها دو زبانه در کنار زبان فارسی زبان انگلیسی را هم یاد می دهند .و بچه ها از کوچکی با زبان انگلیسی آشنا می کنند این کودکستانها باید در آینده این دموکرات باید تبدیل شود به دوزبانه ترکی-انگلیسی، عربی-انگلیسی،بلوچی-انگلیسی،کردی-انگلیسی…
گسترش اینترنت و نیاز به مکاتبه با خارج
گسترش اینترنت در ایران یکی از مواردی است که باعث شد ه اکثر استفاده کنندگان از اینترنت با زبان انگلیسی آشنا شود و با این زبان چت کنند و ایمیل بنویسند و با دوستان خود رد خارج از کشور با زبان انگلیسی مکاتبه کنند. این مساله باعث یادگیری زبان انگلیسی در میان مردم ایران شده است.
در کنار اینترنت نیاز به مکاتبه با خارج از کشور در دانشگاهها ، شرکتهای بزرگ هم موجب گسترش زبان انگلیسی شده است امروزه در تراکتورسازی تبریز، پتروشیمی تبریز زبان مکاتبه با خارج از کشور زبان انگلیسی است و اکثر مهندسان این شرکتها به زبان انگلیسی تسلط کامل دارند
فرزندان ملل غیر فارس ایران با توجه به موارد بالا از حالا باید زبان میانجی را تبلیغ کنند تا در آینده زبان تحمیلی فارسی به عنوان زبان مشترک تبدیل نشود
در خارج کشور بعضی از عزیزانی که به گنگره جمهوری خواهان یا بقیه در مورد مسائل زبانی لایحه طرح می کنند باید مسئله زبان میانجی را مطرح کنند بگذارید آنها هم که ادعای دموکرات بودن دارند به چالش کشیده شوند خصوصا این کمونیستهای دو آتشه که زبان را فقط وسیله ای برای ارتباط می دانند پس اگر زبان برای ارتباط است؟ چرا این زبان در ایران آینده زبان انگلیسی نباشد بگذارید ما اگر قراره آسیمبله شویم در یک زبان بین المللی آسیمیله شویم نه یک زبان معمولی و تحمیلی.
در این مورد فعالان حرکت ملی باید یک کار درست و حسابی انجام دهند چگونه که در مورد فدرالیسم در ایران تلاش وافری انجام دادند و این مساله را تئوریزه کردند باید در مورد زبان میانجی هم تلاشی مضاعف انجام دهند و این مساله را جا بیاندازند.
فعالان کرد خصوصا دو حزب عمده کردستان ایران یعنی حزب دموکرات و کومله باید در این مورد جدی باشند دیده می شود که اینها در کنار چریکهای فدائی بیانیه می دهند ولی این مساله را با آنها مطرح نمی کنند فعالان ملل غیر فارس باید پررو شوند و حقوق خود را با صدای بلند فریاد بزنند کم روئی یا خجالتی در این مورد نباید داشته باشند چرا که فارسها با پر روئی می خواهند زبان فارسی را به عنوان زیان رسمی و ملی جا بیاندازند.
ایران نه افغانستان است و نه عراق این جمله درستی است واقعا ایران نه افغانستان است نه عراق، اگرچه باید در مورد دموکراسی و قانون اساسی از تجربه این کشورها استفاده شود ولی باید ایران راه حل ویژه خود را داشته باشد یکی از این مسائل ویژه انتخاب زبان میانجی غیر از زبانها موجود در ایران باید باشد.
فعالان ملل غیر فارس در خارج کشور باید از حالا با زبان میانجی غیر از فارسی با همدیگر مکاتبه و صحبت کنند اگر در مورد حقوق بشر با همدیگر مکاتبه می کنند به زبان انگلیسی بنویسند یا اگر بیانیه می دهند به زبان انگلیسی بنویسند بعد به زبانهای دیگر ایران. دیده می شود که ملیتهای ایران فدرال بیانیه می دهند و با زبان فارسی بیانیه می دهند این کار اینها یعنی تایید زبان فارسی به عنوان زبان میانجی، آنها باید از حالا زبان انگلیسی را به عنوان زبان بیانیه های مشترک خویش قرار دهند وبعد به زبانهای دیگر متکلم در ایران ترجمه شود.
شوونیزم فقط از طریق زبان فارسی است که قدرت می گیرد ما اگر زبان فارسی را محدود کنیم می توانیم بر شوونیزم پیروز شویم چرا که آنها زبان فارسی را به عنوان اساس هویت ملی ایران تعریف کرده اند ولی ما باید هویت ملی ایران را بر اساس ارزشهای مدرن (تلرانس مذهبی، دینی،زبانی- حقوق بشر-احترام به تفاوتها…) تعریف کنیم ارزشهائی که امروزه در جهان روزبروز گسترش می یابد.
آراز چرندابی- تبریز
۰۹/۰۷/۱۳۸۷ (۳۰/۰۹/۲۰۰۸)
* طرفداران پان فارسیسم یا شبه روشنفکران پان فارسیسم تنها به روشنفکران فارس زبان اطلاق نمی شود بلکه این گروه افرادی در ایران هستند که اگر چه زبان مادریشان ترکی،کردی،عربی،بلوچی است ولی متاسفانه به علت عدم آگاهی از زبان مادری خویش و پروپاگاندای فارس زبانها به دام پان فارسیزم افتاده اند و به تبلیغاتچی پان فارسیزم در میان ملت خویش تبدیل شده اند و می خواهند به زور همزبانان خویش را به فارس تبدیل کنند بعضی از اینها حتی از فارس زبانها هم پان فارستر هستند برای اینکه هویت زبانی خویش را انکار کنند جلوتر از فارسها حرکت می کنند و همزبانان خویش را می کویند. دشمن ما امروزه شبه روشنفکران فارس زبان نیست بلکه ترکهای فارس زده، کردهای فارس زده، عربهای فارس زده… است اینها است که بیشتر تلاش می کنند تا طق بندگی و بردگی بر گردن ملت خویش بیاندازند و به عنوان بردگان فکری و فیزیکی پان فارسیزم، ما را به خدمت بگیرند.
کابوس جمهوری اسلامی: جنبشهای ملی ملل غیر فارس - الف. پاکدل
در طول چند ماه گذشته وضعیت مبارزین جنبشهای ملی ملل غیر فارس در ایران تبدیل به یک مساله حقوق بشری جهانی شده است و می رود که این مساله به مساله عمده جهانی تبدیل شود و ملل آزاده برای حل این بحران وارد عمل شوند اگر چه تابحال از خود تعلل نشان داده اند تبلیغات بسیاری از مغرضین هم در مورد بی تاثیر نبوده است چرا که آنها برای سازمانهای بین المللی قبلا و حالا هم اطلاعات درستی در مورد وضعیت ایران ارائه نمی دانند و حالا جلو رسیدن اطلاعات درست به آنها را هم می گیرند.
یکی از مراکزی که اطلاعات درستی از وضعیت ایران ندارد وزارت خارجه آمریکا است که سیاست خارجی آمریکا را طرح و اجرا می کند و به علت نفوذ لابی پان فارسیزم در اداره فعالان ملل غیر فارس تابحال نتوانسته اند آنطور که باید و شاید اطلاعات درستی از وضعیت بغرنج ایران ارائه دهند و مساله ملل غیر فارس را در این اداره مطرح کنند.فعالان ملی غیر فارس حتی در کنگره و سنا هم ناتوان نشان داده اند نتوانسته با اتحاد لابی گری دست و حسابی انجام دهند امروزه دانشجوئی که از سوئد به آمریکا آمده است یعنی آقای تریتا پارسی پور دبیر شورای ایرانیان آمریکائی هر روز در تلویزیون الجزیره، سی.ان.ان ظاهر می شود و از منافع ملت فارس را دفاع می کند ولی فعالان نامدار ملل غیر فارس در آمریکا در گل مانده اند و نتوانسته اند مساله ملل غیر فارس در ایران به وارد سیاست خارجی آمریکا کنند.
اگرچه در حال حاظر وضعیت کمی فرق کرده این را از مصاحبه آقای هوشنگ امیر احمدی تالشی می توان فهمید ایشان یکی از کسانی است که دشمنی خاصی با ملل غیر فارس ایران دارد و در تمامی لابی گریهای خویش اطلاعات نادرست و تحریف شده از وضعیت ایران به مقامات آمریکا می دهد و خصوصا در مورد مسائل ملل غیر فارس هیچ گونه اطلاعات درستی به مقامات آمریکائی نم دهد ایشان در مصاحبه ای که جدیدا با فارس نیوز انجام داده بود لابی یهودی و تجزیه طلبان را عامل عدم مذاکره آمریکا و جمهوری اسلامی عنوان کرده بود. از این جمله ایشان می توان فهمید که فعالان ملل غیر فارس کمی تا حدودی در آمریکا موفق شده اند که ایشان اینقدر از دست اینها عصبانی است هچنین بیاینه وزارت خارجه آمریکا که از صدای آمریکا پخش شد درباره وضعیت زندانیان ترک و کرد در ایران نشان می داد که فعالان ملل غیر فارس کمی تا حدودی موفق شده اند.
جنبشهای ملل غیر فارس در ایران در طول چند سال گذشته و حالا تبدیل به کابوس جمهوری اسلامی شده اند چرا که جمهوری اسلامی از طرف گروه رجوی، چریکهای فدائی، سلطنت طلبان هیچ تهدیدی را احساس نمی کند و در داخل ایران هم جنبشی قوی و نیرومندی وجود ندارد که جمهوری اسلامی را به چالش بکشد و فقط تنها جنبشهای ملل غیر فارس است که این پتانسیل را دارند که جمهوری اسلامی را به چالش بکشند و به چالش هم کشیده اند.
دستگیری فله ای فعالان ملی آذربایجان در تهران به همراه زنان و کودکان، اعدام فعالان فرهنگی کرد و بلوچ، بازداشتهای گسترده دانشجویان ترک در دانشگاه تبریز نشان می دهد که جمهوری اسلامی رقیب خود را فقط فرزندان ملل غیر فارس می بیند و با این تحلیل شروع کرده است به سرکوب جنبشهای ملی ملل ایران و می خواهد انرژی فعالان ملی را از این طریق بگیرند و نگذارند این جنبشهای با هماهنگی هم دموکراسی و حقوق بشر را در این گسترش دهند.
هم مرز بودن این ملتها با همزبانان خود در آنسوی مرزها عامل دیگری است که جمهوری اسلامی به این جنبشها با سوء ظن نگاه می کند و با استفاده از تئوری توطئه می خواهد خواستهای برحق آنها را پس بزند و مطالبات قانونی آنها را ندهد.. جمهوری اسلامی با متهم کردن فرزندان ملل غیر فارس با همکاری با بیکانگان می خواهد دست خود را برای سرکوب این جنبشها باز بگذارد چنانکه در بلوچستان با متهم کردن فعالان فرهنگی به القاعده می خواهد با مبارزان بلوچ مبارزه کند و آنها را هر روز اعدام می کند و به زندان می اندازد.
در عربستان هم مبارزان عرب را به همپیمانی با اعراب خارج از ایران متهم می کند و ازاین طریق می خواهد جنبش بر حق آنها را سرکوب کند چنان چندین نفر از آنها را اعدام کرده در کردستان هم چندین نفر از مبارزان کرد محکوم به اعدام شده اند. شیوه برخورد چکشی جمهوری اسلامی با مبارزان ملل غیر فارس نشان می دهد که جمهوری اسلامی از کشورهای استبدادی و دیکتاتوری درس لازم را نگرفته است. دهها کشور دیکتاتور در سالهای گذشته از بین رفته و جای آنها را دولتهای دموکرات گرفته است.
در یوگسلاوی صربها و رهبران صرب با کشتن مسلمانان و کراواتها و کوزووئیها زمینه استقلال این جمهوری های خود مختار را فراهم آورددند در مسائل ملی هر کشوری که خشونت بیشتری در این مورد نشان دهد اگر چه حل مساله را به عقب می اندازد ولی عاقبتی خونین را رقم می زند چرا که هر چه قدر مطالبات انباشته شود و راه حلی برای آنها پیدا نشود فووران خشم ملتها هم با تندی صورت خواهد گرفت که در مورد ایران می توان گفت که اگر جمهوری اسلامی به خواستهای برحق ملل غیر فارس تن در ندهد آینده خونینی را می توان در ایران پیش بینی کرد.
مشروح اخبار
مشروح اخبار باتفصیلات در سایت های زیر




