هر اتحادی بر مبنای افتراق عناصر تشکیل دهنده آن به منصه ظهور میرسد. اگر هر انحادی بدون رعایت این اصل بر پا شود دیر یا زود لاجرم از هم متلاشی خواهد شد و ای بسا بوجود نیامده لاوجود شود. پس چگونه است که با وجود اینکه ما این اصل را قبول داریم لاکین باز دوباره و چندمین باره تکرار مکررات می کنیم؟ جواب این سوال آشکار است. از تاریخ هیچ یاد نگرفته ایم.

اما اتحاد چیست و افتراق کدام است؟ اگرچه این دو کلمه به ظاهر بدیهی به نظر می رسد ولی با این وجود تاکنون در این زمینه هیچ اندیشیده نشده است. این دو کلمه زمانی بغرنج می شود که ما اینها را در عالم سیاست بکار می بریم. اتحاد یعنی وحدت برای اخذ چیزی ویا آمالی ماسوای قدرت فرد. ماورای اهداف و آمال شخصی. رسیده به چیزی ویا اهدافی در آینده که متضمن وحدت عناصر تشکیل دهنده آن است. در عین حال اتحاد یعنی اغماض و گذشت از حق به خاطر حقوقی والاتر!
افتراق یعنی فرق افراد. یعنی وجود موجود فرد. یعنی هویت. یعنی آنچه به واقع موجود است. در همه حال. فرق داشتن یعنی موجود بودن. به عینه بودن. معنی داشتن. معنادار بودن. به عبارتی بدون افتراض وجود موجود نشود. و در نتیجه به طریق اولی معنا نیست. هر جا که افتراق نباشد معنا نیز نباشد. و این اصل اساسی وجود است.
بعد از این مقدمه میرسیم به مسله اتحاد کذایی ایرانیها مبنی بر اتحاد برای آینده ایران! ایرانیها (فارسها) هر موقع کلمه اتحاد را علم می کنند همیشه سوءنیت های دارند. ما به اتحاد ایرانیها اعتقاد ندرایم. برای این بی اغتقایمان نیز هزاران دلیل درایم. تاریخ صد ساله ایران مملو است از اتحادهای دروغین ایرانیها. اول مارا با وعده های مشعشع سرمان را شیره می مالند بعد نیز به وقت نابهنگام آنجه راکه ما کاشته ایم درو میکنند. فارسها ما را زمانی به یاد ما می آورند که مشکلی دارند که بدون ما حل شدنی نیست. یعنی ما آذربایجانیها. آنها از ما میخواهند که برای ایران آینده (او ایران کی آدی دا اونلاریندی، دادی دا) دست به دست هم داده اتحاد کنیم. و خوب مثل همیشه این ما آذربایجانیها هستیم که بار اصلی رو دوش ما سنگینی میکند. و نهایت امر سر سفره خوان باز مثل همیشه ما محروم از هر چیز. این سناریوی است که ما آذربایجانیها مدام بازیگر بی جیره و مواجب آن هستیم. مثل افسانه سیزیفون. کاری سترگ، اما بی ثمر (شیطان فهله سی).
بنابراین برای اینکه دیگر باره و برای چندمین بار توی همان چاه نیفتیم لازم است که شرط و شروطمان را ضمیمه اتحاد با ایرانیها قرار دهیم (اگر اتحادی شکل بگیرد که من تصور نمی کنم) آن شرط و شروطی که خواسته ها و هویت ملی مان را مد نظر است. اگرچه ناگفته معلوم مان است که اتحاد با فارسها یعنی آب در هاون کوبیدن. یعنی وعده و وعیدهای تو خالی و حوالهء مطالبات ملی مان به آیندهء نامعلوم، آینده ای که از آن فارسها خواهد بود اگر به اتحاد آنها جواب مثبت بدهیم.
کریم آذری